تو
در سطر جدول
با كمي خط خوردگي
تو
نقطه سر خط
با حروف هماهنگ
- اولين شعر كودكي ام
تو- نامفهوم ، گيج
اسم مبهم
تو - ذهنم
-اندوهم
تو
.
.
اگر پاك كنم را پيدا مي كردم.
پ.ن1: پدرم يعني سكوت كن، عاشق باش.!
پ.ن2: وقتي كه درگير باشي تازه مي فهمي پاك كن چه چيز با ارزشي است.
پ.ن3: توجيه: هرچيزي كه از مغزم تراوش كرد مستقيم توي صفحه آمد بدون دستكاري .!
پ.ن4: چرا همه مي گويند دعا گوييم اما گره ، همچنان گره باقي مي ماند؟؟؟
يا حق.
تنها ابداع من در شعرهايم تكرار توست
زيرا من حروف كلماتم را از نام تو، چشمهايت، لبت
و تمامي آنچه تو را مي سازد انتخاب مي كنم.
اگر شعر من بلند است به خاطر قامت توست
و اگر كوتاه به خاطر فرصت كم ديدار.!
پ.ن1: دوباره پيدايمان شد .. بهانه امتحانات هم طي شد.!
پ.ن2: من شاعر نيستم ذهنم هرطور كه بخواهد حرف مي زند .. ذهن يكدنده ي من.!
پ.ن3: عشقت را فرياد نزن .. گوشم اگر كر شود ديگر حتي تو را هم نمي شنود.!
به ندرت مي توان تو را يافت
كه خارج از ذهن من قدم بگذاري.
با آن رسوايي كه براي چشمهايم بار آورده اي
حالا مي گويي پياده روي براي شعرهايت ضرر دارد
و بعد پله هاي مغزم را يكي دوتا مي كني
كه نشان بدهي قلبت هنوز هم كار مي كند.
.
.
قلب مصنوعي كه اين حرف ها را ندارد ...
پ.ن1: يكي نيست به من بگه تو كه وقت آپ كردن نداري چرا يه ملت و الاف خودت كردي؟!!!
پ.ن2: بانو قلبم قدرت ندارد از تو بگويد تنها به اشك اكتفا كرده است اين روزها ....
با تو مردنم حتميست.
زير حجم پلكهايت زندگي سخت است
فرصت فرار، توي دست هايت گم
زير وزن شعرهايت تاب ماندنم اندك
قصد داري مرا به فنا بكشي
قصد دامي از غزل براي دلم
اين دل سپيد پسند ...
با نقوش قافيه ات
طرح نو براي كشتن من
طرحي از "رديف" چشمهایت.
پ.ن1: وقتي كه شعر هم بهانه بگيرد ...
پ.ن2: دير كردن هايمان را تابستان جبران خواهيم كرد اگر خدا بخواهد .!
پ.ن3: دعا بفرماييد تا پيروز ميدان جنگ باشيم.
يا حق.