سیاه مشق کودکانه
دلتنگیهای یک کودک مسموم
با یک شعر نمی توانم تو را بهار کنم ++++ از دست های باد انار می افتد یا حق . از چشمهات پ.ن1: از شعرت شراب نابی بساز ... نخوانده مستم .! یا حق. ترک کردن یک شاعر دوباره ميروي یا حق. ديروز که خورشيد پ.ن1: حالا که شعر هم براي ما ادا در مياورد .. مي آيد .. نمي آيد ...! يا حق . اگر چه من در تمام این روزها ، از شعرهایم پ.ن1: ببخشید اگه دیر به روز میکنم و یا دیر به دوستان عزیزم سر میزنم .. این ترم واقعا سرم شلوغ شده .. اگر چه توجیه خوبی نیست .. میدونم .!!! پ.ن2: مرا امیدیست که نفس هایم را معطر میکند.! پ.ن3: یادم باشد یک روز که فردایی نخواهد داشت از راه خواهد رسید .. !! یا حق .
با یک بوسه تو را اسیر
اما
از چشم هایم بخوان
یک بار تو را دیدم و ...
از دست های من شعر
با یک اشاره مرا بچین
با یک اشاره انار را
پ.ن1: هرگونه عشق و عاشقي رو شديدا تکذيب مي کنم .. "اين روزها بازار تکذيب گرم است" .!
پ.ن2: شعري بگو که شعرت مرا شعر مي کند .!
پ.ن3: "اينجا دلم براي تو هي شور ميزند .. از خود مواظبت کن و نگذار هيچوقت ..." !
پ.ن4: انگار این روزا روز من نیست .. روز من کجاست ؟!!!
يا ضربدري که روي دستهات کشيده اي
پیداست
که فراموش شده ام...!
پ.ن2: ای کاش ضمانت دلم را بکنی ... تکرار قشنگ بچه آهو بانو ..!
پ.ن3: آقاجان .. الوعده وفا .!
وقتی هیچ چیز ندارد
جز زخم هاش
تا شعری دوباره بگوید
یعنی یک متر و اندکی جا
برای یک چشم برهم زدن و
دیگر نگشودن.!
* * *
و تمام اتفاق هاي بد دنيا
توي سرم سوت ميکشند
پ.ن1 : به همین سادگی !
پ.ن2 : ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود ... یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است ..!
پ.ن 3: "شاعر شنیدنیست " .. نبین مرا .!
استعفا نامه اش را
به چشمهاي تو داد
و زمان براي اولين بار
شب را بدون مهتاب سپري کرد
من ديگر عاشق نبودم.
پ.ن2: شهري ميخواهم که مردمانش باران را با لهجه ي خاک صدا بزنند ..!
پ.ن3 : مرا اميديست .. همچنان .!
فاصله گرفته ام ..
اما تو
هنوز
بوی شعرهای مرا میدهی .!
| Design By : Night Skin |


