سیاه مشق کودکانه
دلتنگیهای یک کودک مسموم
دلم نيامد برايتان ننويسم .. بانوي من پ.ن: نمی شد از بانو گذشت... خدا کند که بپذیرد !!! نفس هايت را در سينه حبس كن وقتي كه مي خواهند نت غم را بنوازند.. چشمهايت را به هم گره بزن وقتي كه مي خواهند از نو ببارند... شك مكن خدا تو را خواست .. تنها تو را.. و بعد آنكس را كه تو خواستي.. غربتت را به دل مگير ثانيه ها كودكند... شب هاي تنهاييت را مرور مكن .. ستاره ها بي وفايند بگذار خورشيد تو را از نو شروع كند... فردا كه بيايد امروزت دلگير مي شود. خدا براي تو خواست اميد را شك مكن گريه كن گريه هديه ي خداست براي تو كه دوستت دارد و براي او كه دوستش داري وقتي هست... هميشه هست.. باور كن شك مكن پ.ن : قرار نبود تا بعد امتحانا پست بذارم اما تازه از یک اتفاق باخبر شدم .. حس کردم باید بنویسم. وقتی توی ایستگاه اتوبوس می نشینی می شوی درست شبیه....شبیه... نه شاید شبیه یک اتومبیل که در ندارد. بعد همه تورا نگاه می کنند... نمی دانم شاید امروز همه فهمیده بودند که من دندان عقلم را کشیده ام... می بینی؟ عقل هم برای ما دردسر می شود... دردسر.. درد دندان... درد... همه دردها .... حالا که دیگر دندان عقل ندارم انگار راحتر فکر می کنم.... می دانم منتظری تا بگویم راحتر عاشق می شوم.... کجای کاری هنوز دندان عشقم را در نیاوره ام که بخواهم برایش نقشه بکشم.. تا در بیاورم یک نفس راحت می کشم... درست مثل وقتی که دندان نداری... شب است. آسمان انگار ستاره دارد... ندارد.... باران مي بارد... نمي بارد.... خيالم چرت و پرت به هم مي بافد.... ساده بگويم همه چيز پراست از تشويش و التهاب....
شايد بايد بگويم مادر دلشكسته من
آنقدر مهربانيد كه مي گذاريد شما را مادر بنامم
از كجا بگويم؟
اشك هايم را كاش ببينيد
اشك هايم دارد برايتان حرف مي زند
دلم دارد غصه هايش را توي اشكهايم جار مي زند
ازين كه در دلم هستيد ممنونم
ازين كه اشك هايم براي شماست ممنونم
اگر نمي خواستيد اينك.. اينك كه دلگرفته تراز هر روزم
يادتان را تقديم خيال خسته ام نمي كرديد
بايد چگونه ممنونتان باشم... با اين دست مملو از هيچم
دلم مي خواهد صدايتان كنم
مادر دلشكسته من
بانوي خسته من...
نمي گويم بخند...
![]()
| Design By : Night Skin |


