پ.ن1: اینجا همیشه پر است از افسانه ها .. گویی زمانه مرا برای همیشه پاک کرده است!
پ.ن2: این تنها افکار من است که شعر زاده می شود ... همین و بس!
چتر بودنت را اگر که حس كرده بودم
شايد اينك
براي باريدن بهانه ي قشنگ تري مي يافتم.
حالا که فكر مي كنم با اين نفهمي مفرطم ..
امشب كه براي توست
چگونه از اين هزار سرپناه كج و معوج
از سايبان هاي خيالي
به تو پناه بياورم ؟!!
با اين ذهن كودكم تنها مي دانم
كه بايد به تو پناه بياورم ...
بايد.!
پ.ن1 : خدايا ... گاهي چنان بدم كه مبادا ببينيم...
پ.ن2 : با تمام وجودم مي گم كه التماس دعا .. به خاطر خدا اين شبا من و فراموش نكنيد.!
پ.ن3 : و تنها مي توان گريست برای از دست دادنت مولاي من.