سیاه مشق کودکانه
دلتنگیهای یک کودک مسموم
پ.ن1: " گم كرده ام كليد غزل هاي ناب را " التماس دعا.
آه شواليه
مسير چشمهايت
انحراف ساده ي افكار من است
و منظره وهم انگيز فردايت
رويارويي ديروز من با ابديت تو
مرا از زاويه هاي ترك خورده ام مي چشي
لب هايت طعم خون را مي طلبد
پوستم را كه بشكافم
كافيست
براي ريزش سيلاب اشكها
از تو در توي رنجهايم
كمي آسان تر مرا بميران
كمي آرام
اين گلدان شكسته
ديگر جايي براي ترك خوردن ندارد.
پ.ن2: نوشتم كه آرام شوم نشد كه نشد.!
پ.ن3: به قول شاعري "چقدر صبر خدا زياد است اين روزها" .. كودكان آغشته به خون در كربلايي ديگرند ...!
پ.ن4: سراب كوچك من دلش پر است از باران.! نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم دی 1387
به قلم سارا| |
| Design By : Night Skin |


