سیاه مشق کودکانه
دلتنگیهای یک کودک مسموم
می آیی پ.ن1 : بیشتر درد و دل بود تا شعر. یا حق . به دلیل اینکه احساس کردم دوستان قدیمی از اینکه این کودک شاعر پیشه اینجا رو تبدیل به سیاست خونه کرده راضی نیستند وبلاگ جدیدی رو ثبت کردم و در اونجا منتظر انتقادات و پیشنهادات و بلا نسبت دوستان فحش های شما هستم . پ.ن: به قول م عزیز حرف را باید زد درد را باید گفت.! -- میخوام آهنگ دلخواهم رو که آپلود هم کردم تبدیل به کدی کنم که تو قالب بلاگفا قابل خوندن باشه کسی میتونه کمک کنه ؟ هر روز پ.ن1: این شعر ناتمام است .. نمیدانم چرا ؟!! در تاریخ ۳/۴/۸۸ ویرایش شد.! یا حق.
سرت را توی ابر خیالم میکنی
نقاشی میکشی
اخم میکنی
و بعد ساعت ها از من دور میشوی
ساعت هایی که همیشه ناکوک بودند و بی حوصله
.
.
با چشم های خودت هم خوب تا نمیکنی
یادت هست ؟
با اشک های من
و زنگوله ای که بالای ورودی فکرم گذاشته ام
یک سال به ساعت چقدر میشود
چند ساعت که زنگ خیالم را به صدا در نیاورده ای ؟
پ.ن2: روزهای حساس و اضطراب آوری رو پیش رو دارم واقعا به دعا احتیاج دارم .!
پ.ن3: هرکس به طریقی دل ما میشکند .. بیگانه جدا، " دوست " جدا میشکند ..
پ.ن4: کودک ها همیشه عقایدشان مثل بزرگتر ها از آب در نمی آید .. بزرگ تر ها کمی صبور باشند .
پ.ن5: وبلاگ جدید رو واقعا به خاطر دوستانم ثبت کردم تا با خیال راحت و بدون اینکه گاها نظر مخالفی رو اینجا ببینند، یک فنجان شعر بنوشند .!
پ.ن۶: انگار باید بر لب مهر سکوت زد تا همه بگویند دوستت دارند .!
پ.ن۷: پدر یعنی شب ها خانه ی ما آفتاب دارد و روزها که نیست همه چیز انگار شب است .
که شعرهايت را
روي ميز ميکاري
من بايد
فکر چتر تازه ای باشم.!
.
.
پ.ن2: امیدوارم کسی ازمن دلگیر نباشه .. شنیدید میگن بچه ها دلشون صافه هیچی تو دلشون نیست ؟ اینروزها کودک تر از هر روزم حتی با دلتنگیهای کودکانه ام.
پ.ن3: شعری بگو .. !
| Design By : Night Skin |



