تبليغاتX
سیاه مشق کودکانه


سیاه مشق کودکانه

دفتر دل تنگی های یک کودک

 

این روزها رفیق زیاد است
خیالت تخت
بعد از تو همه کنار من هستند
اشک
تنهایی
شب
بغض ...
فرصت برای شمردن زیاد است

.
تو بگو !
بدون من ،
اشک
تنهایی
بغض
آنجا هوا چطور است ؟

پ.ن: ببخشید اگر دلنوشته هایم به دل کسی نمی نشیند ... دل است دیگر .!

یا حق.

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 به قلم سارا| |


باید مرد
گاهی که حتی فرصت نمیکنم
تو را نفس بکشم
یا نقطه چین های خیالم را
با اسم تو پر کنم
به تو اجازه میدهم مرا بمیرانی
آخر من مسئول تمام مرگ های دنیا هستم
 زیرا تنهایی
چند روزیست که شغلش را به من سپرده است
و من به پول آن نیاز دارم
تا دوباره چشمهایت را توی کلکسیون رویایم داشته باشم.

پ.ن1 : گم کرده ام کلید غزل های ناب را .!
پ.ن2: گویند سنگ لعل شود در مقام صبر ، آری شود ولیک به خون جگر شود
پ.ن3: جمعه که آمد من توی دلم فقط یک چراغ روشن بود .. آن را به هزار ترفند برای شما آماده کرده بودم.. آخر دیر زمانیست که تاریک نشینم .

یا حق .

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 به قلم سارا| |

تمام دلتنگیهایم را
روی بندی پهن میکنم
و میگذارم آفتاب برایشان حرف بزند
فردا باید تمامشان را بردارم
- اگر باران نبارد -
همیشه جا برای دلتنگیهایم کم است .!

پ .ن : اعتراف میکنم .. اعتراف به مرگ .!

نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد 1388 به قلم سارا| |


Design By : Night Skin