سیاه مشق کودکانه
دفتر دل تنگی های یک کودک
حالا که فصل ، فصل چشمهای توست پ.ن1: چشمت را به روی من ببندی .. قلبت را چه میکنی ؟ یا حق.
حالا که انگورها
از شانه های تو آویز میشوند
حالا چرا ؟
با این سبدهای پراز خیال
افکار من سنگین حرف های توست
آرامتر بخند
قلبم هنوز برای این همه سیب سرخ، کوچک است ...
قلبم هنوز کودک است.!
پ.ن2: آقا چرا دروغ بگویم .. دیروقتیست یادتان نمیکنم ... حتی جمعه ها ..!
پ.ن3: خدایا به خاطر تو از هرچه که خوش است گذشتن چه لذتی دارد .!
پ.ن4: همچنان محتاجم به دعای دوستان .! نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388
به قلم سارا| |
| Design By : Night Skin |


