تبليغاتX
سیاه مشق کودکانه


سیاه مشق کودکانه

دفتر دل تنگی های یک کودک

 

ترک کردن یک شاعر
وقتی هیچ چیز ندارد 
جز زخم هاش
تا شعری دوباره بگوید
یعنی یک متر و اندکی جا
برای یک چشم برهم زدن و
دیگر نگشودن.!


* * *   

دوباره ميروي
و تمام اتفاق هاي بد دنيا
توي سرم سوت ميکشند


پ.ن1 : به همین سادگی !
پ.ن2 : ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود ... یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است ..!
پ.ن 3: "شاعر شنیدنیست " .. نبین مرا .!

یا حق.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 به قلم سارا| |

 

ديروز که خورشيد
استعفا نامه اش را
به چشمهاي تو داد
و زمان براي اولين بار
شب را بدون مهتاب سپري کرد
من ديگر عاشق نبودم.

پ.ن1: حالا که شعر هم براي ما ادا در مياورد .. مي آيد .. نمي آيد ...!
پ.ن2: شهري ميخواهم که مردمانش باران را با لهجه ي خاک صدا بزنند ..!
پ.ن3 : مرا اميديست .. همچنان .!

يا حق .

نوشته شده در جمعه هفدهم مهر 1388 به قلم سارا| |

 

اگر چه من در تمام این روزها ، از شعرهایم
فاصله گرفته ام  ..
اما تو
 هنوز
بوی شعرهای مرا میدهی .!
 

پ.ن1: ببخشید اگه دیر به روز میکنم و یا دیر به دوستان عزیزم سر میزنم .. این ترم واقعا سرم شلوغ شده .. اگر چه توجیه خوبی نیست .. میدونم .!!!

پ.ن2: مرا امیدیست که نفس هایم را معطر میکند.!

پ.ن3: یادم باشد یک روز که فردایی نخواهد داشت از راه خواهد رسید .. !!

یا حق .

نوشته شده در چهارشنبه هشتم مهر 1388 به قلم سارا| |

 

از شعر نگفتنم معلوم است

                                      که ریگی به کفش های نگاه توست .!

 

پ.ن: ندارد .

                                

نوشته شده در شنبه چهارم مهر 1388 به قلم سارا| |


Design By : Night Skin