سیاه مشق کودکانه
دفتر دل تنگی های یک کودک
ترک کردن یک شاعر دوباره ميروي یا حق. ديروز که خورشيد پ.ن1: حالا که شعر هم براي ما ادا در مياورد .. مي آيد .. نمي آيد ...! يا حق . اگر چه من در تمام این روزها ، از شعرهایم پ.ن1: ببخشید اگه دیر به روز میکنم و یا دیر به دوستان عزیزم سر میزنم .. این ترم واقعا سرم شلوغ شده .. اگر چه توجیه خوبی نیست .. میدونم .!!! پ.ن2: مرا امیدیست که نفس هایم را معطر میکند.! پ.ن3: یادم باشد یک روز که فردایی نخواهد داشت از راه خواهد رسید .. !! یا حق . از شعر نگفتنم معلوم است که ریگی به کفش های نگاه توست .! پ.ن: ندارد .
وقتی هیچ چیز ندارد
جز زخم هاش
تا شعری دوباره بگوید
یعنی یک متر و اندکی جا
برای یک چشم برهم زدن و
دیگر نگشودن.!
* * *
و تمام اتفاق هاي بد دنيا
توي سرم سوت ميکشند
پ.ن1 : به همین سادگی !
پ.ن2 : ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود ... یک شهر تا به من برسی عاشقت شده است ..!
پ.ن 3: "شاعر شنیدنیست " .. نبین مرا .!
استعفا نامه اش را
به چشمهاي تو داد
و زمان براي اولين بار
شب را بدون مهتاب سپري کرد
من ديگر عاشق نبودم.
پ.ن2: شهري ميخواهم که مردمانش باران را با لهجه ي خاک صدا بزنند ..!
پ.ن3 : مرا اميديست .. همچنان .!
فاصله گرفته ام ..
اما تو
هنوز
بوی شعرهای مرا میدهی .!
| Design By : Night Skin |


